بدن به مثابه دیگری واقعی
رویا ساحتی است که در آن نظم و معنای زمان به شکل اربابی و تقویمی آن، مختل میشود.
گزارشی از جلسه مشارکتی خوانش رویا نویسنده: مریم بهریان
. پرسش های مطرح شده در جلسه: این رویا زمان را به کدام جهت حرکت میدهد؟ آیا بدن می تواند به عنوان یک دیگری واقعی عمل کند؟ گذشته به پایان نرسیده و امکان حرکت در آن وجود دارد.
رویا یکی از روشن ترین ساحتهایی است که بدن، زمان و مکان، لزوما به شکل خطی و اربابی در آن تجربه نمیشود.
در تجربه روزمره و عادی، معمولا زمان، بدن و مکان را به شکل خطی تجربه میکنیم. گذشته تمام شده و آینده هنوز اتفاق نیفتاده است. بدن معمولا به شکل تصویری آن درک میشود و در صورت غیبت بدن، معمولا پیش فرض این است که فرد وجود ندارد. زمانه امروز و عصر فناوری نیز گفتمان مسلط پیشرفت کن، عقب نمان، وقت تلف نکن، آینده را بساز و با سرعت به سمت بالا صعود کن را به دال زمان منتقل کرده است و معنای آن را به ارزشهای گفته شده، محدود کرده است.
در مورد بدن نیز، یک دیگری خیالی و غیرقابل اتکا از بدن ساخته می شود. ما افراد را از ویژگی های ظاهری شان، انتخاب می کنیم و در مورد آن ها قضاوت کرده و رابطه ها را بر اساس همان بدن ظاهری و قابل رویت بنا میکنیم.
اما دال زمان یا بدن، الزاما در چنین مدلولهایی خلاصه نمیشوند. رویا ساحتی است که در آن نظم و معنای زمان به شکل اربابی و تقویمی آن، مختل میشود. در رویا گذشته میتواند به اکنون باز گردد:
« در سن وسال اکنونیام بودم، اما در خانه پدری، همان خانهای که در کودکی در آن زندگی میکردم، حضور داشتم و همه افراد خانواده نیز درآن سن و سال پیشین بودند.»
آینده نیز میتواند پیشاپیش در اکنون حضور پیدا کند و یک فقدان یا غیاب مربوط به زمان حال نیز میتواند با فقدان های گذشته و آینده مرتبط شود.
به رغم باور برخی افراد که فکر می کنند اگر در گذشته، رویدادی رخ داده است، زمان آن به اتمام رسیده و آن ها در اکنون قرار دارند و به آینده خواهند رفت. اما یک تجربه بعدی میتواند روان فرد را به گذشته برد و به او کمک کند، آن را سازماندهی کند. این اتفاق در رویا به شکل محسوسی رخ می دهد.
در یک رویا، خواب بین مشاهده می کند که دریک مهمانی قرار دارد که میهمانان سیاه پوش هستند. رویا بین در آن فضا به دنبال همسر خود می گردد ولی او را پیدا نمیکند.
در این رویا به نظر می رسد که خواب بین به سوی زمان آینده و گذشته هم زمان در حال حرکت است. نبودن همسر در حالی که در زمان اکنون و در واقعیت بیداری وجود دارد، به زمانی اشاره دارد که یاهمسر در زندگی رویا بین وجود نداشته است یا در آینده نخواهد بود. فقدان بدن همسر رویا بین نیز به غیاب بدن اشاره دارد و تاییدی بر این فرضیه است که بدن لزوما آنچه میبینیم و حضور دارد نیست و می تواند به عنوان یک دیگری واقعی حتی در زمان فقدان و غیاب هم عمل کند. نبودن و حرکت به زمان گذشته و آینده برای خواب بین معناهای متفاوت و گاها متضادی را به همراه دارد. برای او نبودن همسر یادآور ضعف، بی مسئولیتی ناتوانی است اما بودن در فضای مهمانی نیز احساس خوشحالی به همراه دارد و یاد آور آزادی و استقلال برای او است . بنابراین می توان گفت که همین نبودن یکی ازمهم ترین عناصر رویا است.
غیاب بدن به یک هیچ ساده تبدیل نمیشود بلکه به چیزی بدل می شود که صحنه رویا را سازماندهی میکند. اثر بدن در رویا حضور دارد و خواب بین در نسبت با همین غیاب ناتوانی ضعف و شادی و آزادی را همزمان تجربه می کند.
بنابراین زمان و بدن در رویا به عنوان دیگری واقعی عمل می کنند و دال را از مدلول های تثبیت شده شان جدا می سازند. گذشته دیگر معنای تمام شده و مصرف شده نمیدهد، آینده امری نیست که حضور ندارد و بدن تصویری که در مقابل چشم قرار دارد و نمایانگر همین لحظه اکنونی است، نخواهد بود. در این رویا، غیاب و مرگ نیز به معنای نبودن و وجود نداشتن نیست. چنانچه در این رویا نظم معنایی درباره بدن و زمان گسسته شده است. غیاب به جای آن که صرفا خلا باشد، امکان جدیدی را که حرکت به سوی شادمانی و آزادی است را برای رویا بین به وجود آورده است. بنابراین بدن نیز مانند زمان ، همیشه در آن مختصاتی که برای آن معین کرده ایم، باقی نمیماند. بدن های غایب، فرتوت، هنوز نیامده یا از دست رفته و مرده نیز می توانند در بدن اکنون ما اثر بگذارند

نوشته
دکتر مریم بهریان
روانشناس بالینی، درمانگر و پژوهشگر
مطالب این وبسایت جنبه آموزشی، تحلیلی و آگاهیبخشی دارد و جایگزین تشخیص، درمان یا مشاوره تخصصی نیست.
مقالات مرتبط
خروج در رویا
دانشآموز ممکن است یاد بگیرد که پاسخ خودش اهمیت ندارد و فقط پاسخ درستِ ارائهشده از سوی استاد معتبر است. گاهی وقتها، اساتیدی هم که در مرحلهٔ مقعدی ماندهاند و بهجای تولید و خرج کردن بدنشان به اندوختن علم یا ثروت مشغول هستند، این تفکر را در دانشآموزان و دیگری ایجاد میکنند که زمانی واقعی هستند که استاد آنها را تأیید کند. پژوهش را باید زمانی منتشر کنند که کامل شود و این کمال ممکن است هیچوقت شکل نگیرد. در همهٔ این موارد، مسئله فقط ناتوانی در خروج نیست. این پرسش مطرح میشود: بدنم را کجا باید خرج کنم؟ یا آیا این بدن ارزش خرج شدن دارد؟
تبدیل نیستی به هستی؟
آیا رؤیا فقط بازنمایی گذشته است، یا فضایی است که در آن گذشته، حال و آینده میتوانند در نسبت دیگری با یکدیگر قرار بگیرند؟ اگر چنین باشد، بازگشت متوفی در رؤیا را میتوان نه بازگشت فیزیکی به گذشته، بلکه نوعی بازگشت گذشته به اکنون دانست؛ گذشتهای که هنوز برای سوژه تمام نشده ا است و میتواند در زمان حال دوباره معنا پیدا کند.
