ازمن چه میخواهی؟ عشق یا مرگ
در اتاق درمان، در رابطه عاشقانه، یا حتی در رابطه قدرت، سوژه مدام تلاش میکند بفهمد دیگری دقیقاً چه میخواهد. اما این تلاش اغلب به جای نزدیکی، به فاصله منجر میشود.
در بسیاری از روابط، پرسش پنهانی همیشه یکسان است:
«از من چه میخواهی؟»
این سؤال در ظاهر ساده است، اما در عمق خود به چیزی بسیار بنیادیتر اشاره دارد: ترس از مواجهه با میل دیگری.
در اتاق درمان، در رابطه عاشقانه، یا حتی در رابطه قدرت، سوژه مدام تلاش میکند بفهمد دیگری دقیقاً چه میخواهد. اما این تلاش اغلب به جای نزدیکی، به فاصله منجر میشود.
زیرا حقیقتی که سوژه با آن مواجه نمیشود این است:
دیگری نیز کامل نمیداند چه میخواهد.
رابطه بهعنوان تلاش برای پر کردن فقدان
در روانکاوی لکانی، رابطه انسانی نه بر اساس «کمال»، بلکه بر اساس «فقدان» شکل میگیرد.
اما سوژه معمولاً نمیپذیرد که با فقدان وارد رابطه شود.
در نتیجه، رابطه به تلاش برای پر کردن این خلأ تبدیل میشود:
- مرد، زن را به ابژه میل خود تقلیل میدهد
- زن، مرد را به منبع امنیت یا قدرت
- درمانگر، بیمار را به کیس تشخیصی
- عاشق، معشوق را به تصویر کامل
در همه این حالتها، دیگری حذف میشود تا فقدان دیده نشود.
فالوس، خیال تمامیت
در این ساختار، «فالوس» نه یک اندام، بلکه نماد توهم تمامیت است.
سوژه خیال میکند اگر به جایگاه دانای کامل برسد، اگر دیگری را کنترل کند، اگر رابطه را مدیریت کند، دیگر با فقدان روبهرو نخواهد شد.
اما نتیجه برعکس است:
هرچه تلاش برای تمامیت بیشتر میشود، رابطه بیشتر به بنبست میرسد.
در این نقطه است که رابطه به جای مواجهه، به تکرار تبدیل میشود:
تکرار کنترل، تکرار فرار، تکرار سوءتفاهم.
عشق، لحظه پذیرش اختگی
رابطه واقعی زمانی آغاز میشود که سوژه بپذیرد:
نه او کامل است نه دیگری و نه هیچ رابطهای قرار است فقدان را حذف کند
در اینجا «اختگی» نه یک فقدان صرف، بلکه پذیرش ساختاری محدودیت است.
پذیرفتن اینکه:
- دیگری یک ابژه نیست
- میل او قابل تسخیر نیست
- و رابطه همیشه ناقص باقی میماند
از پورن تا اسطوره
وقتی این پذیرش رخ نمیدهد، رابطه به سطح تقلیل مییابد:
بدنها، نقشها و تصاویر جای سوژه را میگیرند.
در این وضعیت، دیگری یا فرشته است یا تهدید؛ یا باید تصاحب شود یا حذف.
این همان منطق دوگانهای است که رابطه را به بنبست میکشاند.
در مقابل، اسطورههایی مثل مدوسا یا روایتهای دینی، دقیقاً همین لحظه را نشان میدهند:
لحظهای که میل، بدون نقاب کمال، دیده میشود و ترس ایجاد میکند.
عشق کجا آغازمیشود؟
رابطه انسانی نه جنگ برای تصاحب دیگری است و نه تلاش برای کامل شدن.
رابطه، مواجهه با این حقیقت ساده اما دشوار است:
دیگری نمیداند چه میخواهد، و ما هم نمیدانیم.
و شاید عشق، از همان لحظه آغاز شود که این ندانستن پذیرفته میشود، نه انکار.

نوشته
دکتر مریم بهریان
روانشناس بالینی، درمانگر و پژوهشگر
مطالب این وبسایت جنبه آموزشی، تحلیلی و آگاهیبخشی دارد و جایگزین تشخیص، درمان یا مشاوره تخصصی نیست.
مقالات مرتبط
آیا دریا صاحب دارد؟
آناهیتا در ایران باستان همان الهه آب است. نام این ایزدبانو در اوستا، دو واژه قدرتمند و آب را در کنار هم قرار می دهد. این رویاها نشان می دهد که گویی در ناخودآگاه جمعی ما آب و قدرت عمیقا به هم گره خورده اند . آناهیتا ایزد بانویی لطیف و بارور ، اما سوار بر ارابه های جنگی، همان چهار اسب باد و باران و ابر تکرگ که هم مایه حیات هست و هم مایه پیروزی در جنگ.
کلام، بدن و تحول
موقعی که از مقعد صحبت میکنیم، یعنی با چیزهایی سروکار داریم که اضافهاند و باید خرج شوند؛ همانطور که خودتان گفتید، مسئله خروج و دفع. ولی این اتفاق نمیافتد. و چون این اتفاق نمیافتد، همه مسائل مقعدی را با خودش میآورد. در بیاشتهایی میبینید، در پراشتهایی عصبی میبینید؛ همه این مسائل مربوط به تغذیه و رژیمها بیارتباط به این قضیه نیستند. شما در رویاهای مختلف هم هیچ فردی را پیدا نمیکنید که با این مسئله قضیه نداشته باشد؛ خواهناخواه همه آدمها خوابهایی دارند که به مسئله مقعدی ربط دارد. میبینی فردی نمیتواند دفع کند، یا فردی خیلی خرابکاری میکند، یا فردی دفع میکند و همه دارند میبینندش. اینها همگی نشان میدهد که مسئله دفع کردن این اضافات چقدر مهم است.
خروج در رویا
دانشآموز ممکن است یاد بگیرد که پاسخ خودش اهمیت ندارد و فقط پاسخ درستِ ارائهشده از سوی استاد معتبر است. گاهی وقتها، اساتیدی هم که در مرحلهٔ مقعدی ماندهاند و بهجای تولید و خرج کردن بدنشان به اندوختن علم یا ثروت مشغول هستند، این تفکر را در دانشآموزان و دیگری ایجاد میکنند که زمانی واقعی هستند که استاد آنها را تأیید کند. پژوهش را باید زمانی منتشر کنند که کامل شود و این کمال ممکن است هیچوقت شکل نگیرد. در همهٔ این موارد، مسئله فقط ناتوانی در خروج نیست. این پرسش مطرح میشود: بدنم را کجا باید خرج کنم؟ یا آیا این بدن ارزش خرج شدن دارد؟
