پول و روانکاوی
پول در این فرایند کارکرد «معنایی» و «ارزشی» ندارد بلکه به گفته «ژاک لکان» روانکاو فرانسوی، «نماد مبادلهای» است که به واسطه آن، فرد مشتاق تحلیل را به اشتیاق خود میرساند.
پول چیست و چه نقشی در فرایند تحلیل دارد؟
کاوش روان یا فرایند تحلیل مسیری است که فرد از طریق تداعی آزاد به کمک آنالیست (تحلیل گر) به اشتیاق درونی خود رسیده و معنای رنجی را که به سبب آن به درمان رو آورده است را میفهمد.
این مسیر قراردادی است که میان تحلیلگر و تحلیل شونده بسته میشود. آنالیست قرار است نامه مهر و موم شدهای را که قرار بوده است به دست آنالیزان برسد اما مسیر خود را گم کرده، به فرد برساند. پرداخت هزینه درمان باعث میشود تا آنالیزان انگیزه لازم را برای این کار داشته باشد. بنابراین پول در این فرایند کارکرد «معنایی» و «ارزشی» ندارد بلکه به گفته «ژاک لکان» روانکاو فرانسوی، «نماد مبادلهای» است که به واسطه آن، فرد مشتاق تحلیل را به اشتیاق خود میرساند.
میتوان این گونه هم تعبیر کرد که روانکاوی ساحتی ناشناخته، راز آلود و شور انگیز است که قرار است عاشق را به معشوق برساند. گرچه در اوایل تحلیل به نظر میرسد که معشوق همان آنالیست است اما آنالیزان با دریافت نامه مهر و موم شده معشوق حقیقی را پیدا خواهد کرد! ( میان عاشق و معشوق هیچ حائل نیست، حافظ تو حجاب خودی از میان برخیز)
بی توجهی به رابطه آنالیست یا آنالیزان با پول، میتواند به انحراف مسیر تحلیل منجر شود! گاهی اوقات تحلیل شونده، پرداخت هزینه درمان را به تعویق می اندازد یا فراموش می کند، در برخی موارد خشم حاصل از این پرداخت را سرکوب کرده و روانکاو آن را از طریق لغزش های پیامی یا تحلیل رویا بیرون میکشد، گاها نیز تحلیل شونده با پرداخت پول بیشتر یا خریدن هدیه به شکل ناخودآگاه در حال انتقال پیام به تحلیل گر است که رمز گشایی نشدن آن به انحراف مسیر منجر میشود.
در چنین فضایی رابطه تحلیل شونده با پول، از طریق تداعی آزاد مورد رمز گشایی قرار می گیرد، برای نمونه فرد مورد تحلیل ممکن است، متوجه این موضوع شود که هنوز بدهکار والدین است ونقشی در احتکار یا خرج پولی که صرف اموری غیر از اشتیاقش میشود ندارد. در این وضعیت است که «حدیث آرزومندی» به «حدیث آزمندی» بدل میشود. جدایی از پول میتواند شبیه جدایی از ابژههای اولیه (والدین) اضطراب آفرین باشد، بنابراین پول همانگونه که می تواند، فرزند را از مادرش جدا کند، می تواند به شکل نیابتی نقش والدین را به عهده بگیرد، بنابراین پول شبیه به جادوگران عصر جادو که فرزند را از مادر جدا می کردند، خاصیت جادویی ندارد بلکه تنها میانجی محسوب میشود. از سویی دیگر فرد ممکن است در فرایند تحلیل متوجه این موضوع شود که همانطور که با پول رودربایستی دارد با خودش نیز «روراست» نیست و تصویر مبهمی که از خویشتن خود دارد منجر شده که یا دچار «ولخرجی عصبی» یا به «خساست عصبی» مبتلا شود.
همچنین از دست دادن پول در مسیر تحلیل، نوعی از فقدان را منجر میشود که به عبارتی فرد را یتیم و دچار فرایند سوگ می کند، احتکار پول و سرباز زدن از پرداخت هزینه میتواند همان مکانیسم دفاعی تحلیل شونده برای مواجه با فقدان باشد. در حالی که حدوث یک سوژه، بدون اخته شدن و تجربه فقدان و سوگ امکان پذیر نیست. در این حالت است که پول به «افیون» فرد بدل میشود و او را نه به «ساحت واقع» بلکه به ساحت تصویر و خیال میبرد.
پول مانند پدیدههای دیگری همچون جایگاه اجتماعی، عشق، مذهب و … قابل احتکار و تملک نبوده و نمیتواند نماد ارزشی باشد، فرد را به رضایت مندی برساند، پول قصهای است مشابه قصه های دگر.
از طرف دیگر آنالیست نیز میتواند با پول رابطه سر راستی نداشته باشد. در صورتی که تحلیل گر پول را نماد ارزشی بداند، از روانکاوی استفاده می کند تا به پول برسد، در این حالت است که درس و کتاب و تحقیق واسطه می شوند تا فرد را به پول برسانند همانطور که گفته شد، کار روانکاوی رساندن ابژه به سوژه اش و به تعبیری وصال فرد به اشتیاق و عشق آموزی به میانجی پول است، در حالی که امروز «غارتگران اشتیاق» به میانجی نظریه های روانکاوی و درس و تحقیق می خواهند به پول برسند و چون خود «کشف معمای خویشتن» نرسیده اند نمی توانند دیگری را نیز به «راز نهانی شان» برسانند. (قدر مجموعه گل، مرغ سحر داند و بس/که نه هر کو ورقی خواند، معانی دانست)
نویسنده: دکتر مریم بهریان
منابع: کتاب فلسفه پول گئورک زیمل جلسات تداعی آزاد با متقاضیان تحلیل فردی جلسات تحلیل فردی مقاله Money and Psychoanalysis اشعار حافظ

نوشته
دکتر مریم بهریان
روانشناس بالینی، درمانگر و پژوهشگر
مطالب این وبسایت جنبه آموزشی، تحلیلی و آگاهیبخشی دارد و جایگزین تشخیص، درمان یا مشاوره تخصصی نیست.
مقالات مرتبط
آیا دریا صاحب دارد؟
آناهیتا در ایران باستان همان الهه آب است. نام این ایزدبانو در اوستا، دو واژه قدرتمند و آب را در کنار هم قرار می دهد. این رویاها نشان می دهد که گویی در ناخودآگاه جمعی ما آب و قدرت عمیقا به هم گره خورده اند . آناهیتا ایزد بانویی لطیف و بارور ، اما سوار بر ارابه های جنگی، همان چهار اسب باد و باران و ابر تکرگ که هم مایه حیات هست و هم مایه پیروزی در جنگ.
کلام، بدن و تحول
موقعی که از مقعد صحبت میکنیم، یعنی با چیزهایی سروکار داریم که اضافهاند و باید خرج شوند؛ همانطور که خودتان گفتید، مسئله خروج و دفع. ولی این اتفاق نمیافتد. و چون این اتفاق نمیافتد، همه مسائل مقعدی را با خودش میآورد. در بیاشتهایی میبینید، در پراشتهایی عصبی میبینید؛ همه این مسائل مربوط به تغذیه و رژیمها بیارتباط به این قضیه نیستند. شما در رویاهای مختلف هم هیچ فردی را پیدا نمیکنید که با این مسئله قضیه نداشته باشد؛ خواهناخواه همه آدمها خوابهایی دارند که به مسئله مقعدی ربط دارد. میبینی فردی نمیتواند دفع کند، یا فردی خیلی خرابکاری میکند، یا فردی دفع میکند و همه دارند میبینندش. اینها همگی نشان میدهد که مسئله دفع کردن این اضافات چقدر مهم است.
خروج در رویا
دانشآموز ممکن است یاد بگیرد که پاسخ خودش اهمیت ندارد و فقط پاسخ درستِ ارائهشده از سوی استاد معتبر است. گاهی وقتها، اساتیدی هم که در مرحلهٔ مقعدی ماندهاند و بهجای تولید و خرج کردن بدنشان به اندوختن علم یا ثروت مشغول هستند، این تفکر را در دانشآموزان و دیگری ایجاد میکنند که زمانی واقعی هستند که استاد آنها را تأیید کند. پژوهش را باید زمانی منتشر کنند که کامل شود و این کمال ممکن است هیچوقت شکل نگیرد. در همهٔ این موارد، مسئله فقط ناتوانی در خروج نیست. این پرسش مطرح میشود: بدنم را کجا باید خرج کنم؟ یا آیا این بدن ارزش خرج شدن دارد؟
